تبليغاتX
♥♥♥داستانک زیبا و دل نشین ♥♥♥♥
خیلی وقته که دیگه واسه با تو بودن وقت ندارم

خیلی وقته که دیگه واسه پرواز باهات آسمونی ندارم

خیلی وقت میشه که دیگه حرفی واسه گفتن ندارم

مثل خیلی چیزا بودنت شده برام

آره معمولی شده دوست داشتن چشات

دیگه اون حس رو ندارم اون حسی که باید من بمیرم برات

خیلی وقته که دیگه ندیدمت   نشنیدمت نخوندمت

خیلی وقته که دیگه واسه با تو بودن یعنی مردن وقت ندارم

وقتی واسه دوباره مردن تو چشات من ندارم

خیلی وقته که دیگه تو آسمون شب ندارم

ستاره ها ماله تو بودن شب دلیل ماه بود دیگه من واسه شب وقت ندارم

               خیلی وقته که دیگه واسه با تو بودن وقت ندارم

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/01ساعت 19 توسط ♥♥♥مسعود♥♥♥ |

همیشه آغاز ساده تر بود به دنبال نا شناخته ای می روی که شاید بیشتر یک کنج کاوی باشد اما در پایان از چیزی که به شناختش رسیده ای میروی
هر چند پایان سر آغازی دیگر است
دفتر من پرشده از نگفتن ها می نویسم چون که دیگر جایی ندارد
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/18ساعت 13 توسط ♥♥♥مسعود♥♥♥ |